🔻دعــــاے مـــادر... 

 

 

🔸روزی از ابوسعید ابوالخیر سؤال کردند این حُسن شهرت را از کجا آوردی؟

ابوسعید گفت شبی مادرم از من آب خواست، دقایقی طول کشید تا آب آوردم.

🔹وقتی به کنارش رفتم، خواب، مادر را در ربوده بود؛دلم نیامد که بیدارش کنم، به کنارش نشستم تا صبح.

🔸مادر چشمان خویش را باز کرد و وقتی کاسه‌ آب را در دستان من دید، پی به ماجرا برد و گفت فرزندم، امیدوارم که نامت عالم گیر شود.

🔹بدین سان ابوسعید ابوالخیر مرد خرد و آگاهی و عرفان، شهرت خویش را مرهون یک دعای مادر می‌داند.

📚منبع تذکره الاولیاء، عطار نیشابوری