🔸از کودکی همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.

🔹نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم: روانپزشک گفت: فقط یک سال هفته‌ای سه روز جلسه ای 50 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.

🔸شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم. پرسید، چرا نیومدی؟ گفتم، خُوب، جلسه‌ای پنجاه دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود.

 🔹یه نجّار منو مجانی معالجه کرد و حالا خوشحالم که اون پول رو پس‌انداز کردم و یه ماشين نو خریدم

🔸پزشک با تعجّب گفت، عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟

🔹 گفتم: به من گفت اگه پایه‌های تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختت قایم بشه!

👌برای هر تصمیم گیری و كاري شتاب نکنیم و به راه حل های مختلفی بیندیشیم.